تبليغاتX
BaRaN KoSaRi Is THe BeSt

BaRaN KoSaRi Is THe BeSt

BaRaN KoSaRi Is THe BeSt
اکران کتونی سفید در عید فطر

از خود باران که خبری نیست ولی از فیلماش یه خبری در اومد

http://baranema.persiangig.ir/image/KatoniSefid.jpg

 

تهران- خبرگزاری ایسکانیوز :فیلم "کتونی سفید" ساخته محمدابراهیم معیری عید فطر در گروه سینمایی قدس اکران می شود.
به گزارش روز جمعه گروه فرهنگی – هنری باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران" ایسکانیوز" به نقل از پایگاه اطلاع رسانی سینمای ایران،جهانگیر کوثری تهیه‌کننده کتونی‌ سفید گفت: اکران این فیلم برای عید فطر قطعی شده است. .
" باران کوثری"،" حسین یاری"،" محمود ابراهیم‌زاده"،" ژاله سرشار"،" محمد محبتی" از جمله بازیگرانی هستند که در کتونی سفید ایفای نقش کردند.
کتونی سفید به نویسندگی و کارگردانی" محمدابراهیم معیری "، داستان معلمی است که از تهران به یکی از شهرستان‌های جنوبی منتقل می‌‌شود و در آنجا با انجام کارهای آموزشی و ورزشی تحولاتی را در آن منطقه به وجود می‌‌آورد .
کتونی سفید دومین فیلم بلند معیری است که در بیست و دومین جشنواره فیلم های کودک و نوجوان همدان حضور داشت

 

این متن را زیاد جدی نگیرید !!

در زیر باران

 در زیر باران نشسته بودم چشمم را به آسمان دوخته بودم

چشمم را به ابرهای سرگردان دوخته بودم انتظار می کشیدم انتظار قطره ای
عاشق از باران که از آسمان بیاید و بر چشمانم بنشیند تا شاید چشمانم عاشق آن
قطره شود

باران می بارید آسمان می نالید، ابرها بی قرار بودندصدای رعد ابرها سکوت آسمان را در هم شکسته بود خیس خیس شده بودم ، مثل پرنده ای در زیر باران!

دوست داشتم پرواز کنم در اوج آسمانها تا شاید خودم قطره عاشق را میان این همه قطره پیدا کنم می دانستم قطره هایی که از آسمان می ریزد اشکهای آسمان است اشکهایی که هر قطره از آن خاطره ای بیش نبود

در رویاهایم پروازکردم ، در اوج آسمانها، در میان ابرها، در میان قطره ها! چطور می شود از میان این همه قطره باران ، قطره عاشق را پیدا کرد؟! قطره هایی که هر وقت به زمین میریخت یا به دریا می رفت!، یا به رودخانه! ، یا به صحرا می رفت و به زمین فرو می رفت و یا بر روی گل می نشست! من به دنبال قطره ای بودم که بر روی چشمانم بنشیند


نه قطره ای که عاشق دریا یا گل شودو یا اینکه ناپدید شود! من قطره عاشق را
می خواستم که یک رنگ باشد! همان رنگ باران عشق من!

نگاهم به باران بود ، در دلم چه غوغایی بود! انتظار به سر رسید ، قطره عاشق به چشمانم نرسید!


باران کم کم داشت رد خود را گم می کردو آسمان داشت آرام میگرفت! دلم نمی خواست آسمان آرام بگیرد اما! من نا امید نشدم و باز هم منتظر ماندم آنقدر انتظار کشیدم تاقطره آخرباران را از آن بالاها می دیدم قطره ای که آرزو داشتم به
چشمانم بنشیند آرزو داشتم بیاید و با چشمانم دوست شود قطره باران داشت به سوی چشمانم می آمد نگاهم همچنان به آن قطره بودطوفان سعی داشت
قطره را از چشمانم جدا کند و نگذارد به چشمانم بنشیند

اما آن قطره عشق با طوفان جنگید ، از طوفان گذشت و به چشمانم نشست چه لحظه قشنگی در همان لحظه که قطره باران عشقم داشت به زمین می ریخت چشمان من هم شروع به اشک ریختن کرد اشکهایم با آن قطره یکی شده بوداحساس کردم قطره عاشق در قلبم نشست به قطره وابسته شدم آن قطره پاک پاک بود چون از آسمان آمده بودهمان قطره ای که باران عشقم به من هدیه داد.

 

چیکار کنیم.همه ی این کارا در اثر نداشتن مطلب تازست.اونقدر از باران خودمون بی خبریم که رفتیم گیر دادیم به این چرت و پرتا!!

نظر یادتون نره

فعلا خدا حافظ

 

 

+نوشته شده در شنبه 26 مرداد1387ساعت1:0توسط طاهر |
مبعث مبارک
سلام به همگی.

عید بزرگ مبعثو به همه ی مسلمانان جهان و بارانی های عزیز تبریک عرض میکنم.

باور کنید مطلب تازه ای پیدا نمیکنم بزارم.از کپی پیست کردن هم خجالت میکشم.

mabas

فعلا یا حق

+نوشته شده در چهارشنبه 9 مرداد1387ساعت13:52توسط طاهر |